_ و +

_ : هیچکس دوسم نداره.

+ : .. نخور من دوست دارم.

                   چند روز بعد

+ : حس میکنم هیچکس دوسم نداره.

_ : ... نخور من دوست دارم.

    • ɧıƙaɾο ‌.
    • دوشنبه ۹ خرداد ۰۱

    30 April

    30 April 2022

    خستگی و تنفر:

    یه تابستون پر از خواب میخوام به همراه نامرئی شدن. دلم میخواد بکشمش انقد که گفت چرا شبیه قدیمات نیستی. میخوای بدونی چرا مثل ده سالگیام نیستم؟؟ چون تو داری رو اعصابم اسکی میری و بهم توهین میکنی با این حرفت. امیدوارم بفهمی من آدم ساکتیم و نمیخوام باهت حرف بزنم. چون با تمام سلول هات مشکل دارم. میخوای بدونی چرا علایقم اینجوریه؟؟ شاید چون علایق تو اونجوریه. شاید چون من برعکس توئم. شاید چون من داخل زندگی خودم، شخصیت خودم، و خودم هستم. این منم. یه دختر ساکت، با درونی ساکت؛ که اگه تو انقد بهش گیر ندی شاید بتونی باهش دوست باشی و ازش لذت ببری. ولی نمیتونی، و نه خواهی تونست. چون هیچوقت درکم نمیکنی.

     

    _هیکارو. قرارگاه انجمن. مبل کرمی.

  • نظرات [ ۱ ]
    • ɧıƙaɾο ‌.
    • شنبه ۱۰ ارديبهشت ۰۱

    19 April

    آسمون لاجوردی:

    به لطف بارون دیشب، هوا صاف بود؛ و بعد از مدتها کثیفی میشد یه نفس عمیق کشید.

    درختای اقاقیا که تو تمام جنگل درومدن با شکوفه های سفیدشون، خودنمایی میکردن.

     

    _هیکاروچان. قرارگاه انجمن.

    • ɧıƙaɾο ‌.
    • چهارشنبه ۳۱ فروردين ۰۱

    Pictures">

    این عکسا خیلی خیلی قشنگن:'›

    ...

    ...

    ...

  • ۱۵
    • ɧıƙaɾο ‌.
    • سه شنبه ۲ فروردين ۰۱

    رودخونه شیرکاکائو در چمنزار:p.1

    الان صدای معلم زبانم با شدت خیلی زیاد از تو هندزفری پخش میشه و اعصابم بشدت خورده چون صدای من واسش نمیره و نمیتونم هیچکاری بکنممممم 

    خب ازین بگذریم حتی نمیتونم ژورنالمو درست کنم چون میز کامپیوتر که بعنوان میز تحریر من بود الان تو اتاق داداشمه و روش پر از سیم و انبردست و اینجور چیزمیزاست که اسمشونو نمیدونم 

    کلاس جبرانی هندسه برگزار شد و من با دشمن خونیم هندسه برای دومین بار در روز روبرو شدم (از هندسه متنفرمممممسمشکشکجشپسدشذ)

    سه روزه پینترست نرفتم و حس میکنم انرژی خونم کم شده 

    و چنددد هفته‌س که از خونه بیرون نرفتم و واقعا حس یه زندانی رو دارم ​​​​

    ایتا رو پاک کردم تا یکم به درسام برسم ولی نمیرسم دلیلشم اینه که مغزم داره آب پز میشه و حس میکنم یچیزی کمه و نمیدونم چیه 

    اهم از خوبیای این روزام یکم بگم 

  • ۸
  • نظرات [ ۱۹ ]
    • ɧıƙaɾο ‌.
    • يكشنبه ۸ اسفند ۰۰

    ..کتاب‌های‌خاک‌گرفته..

     

    کتاب های خاک گرفته چه مفهومی دارند؟؟

    از نظر یک نفر آن‌ها کتاب‌هایی هستن که داخل قفسه‌های کتابخانه‌های قدیمی به فراموشی سپرده شدند.

    و از نظر شخص دیگر آنها قدیمی ترین کتاب‌های زیبای جهان هستند

    کتاب‌هایی که درخواست گسترش دریچه‌های تفکر و پنجره‌های نظرات رو دارند.

    موفق شده‌اند؟؟

    نویسنده‌های این کتاب‌ها درخواست گسترش عشق را داشتند

    موفق شده‌اند؟؟

    توانستند دریچه‌ها و پنجره‌ها و و عشق را.. گسترش دهند؟؟

    افرادی هستند که کتاب‌ها را برای گذراندن وقت میخوانند؛

    این افراد هرگز درک نمیکنند معنی واقعی خواندن را.

    اما اشخاصی که با عمق وجود.. با تمرکز.. و با عشق خواندن، میخوانند..

    این افرادند که به هدف نویسنده خواهند رسید.

    دیدگاه‌های نظرات زیاد هستند.

    فقط باید کشف شوند.

    فقط باید به هرشکلی دید.

    باید با تمرکز دید.

    باید با توجه دید.

    باید با منطق دید تا درک شوند.

    دریچه‌های تفکر هم زیادند..

    ولی تفکر واقعی وقتی اتفاق می‌افتد که از آن لذت ببری.

    اما عشق..

    عشق را فقط عاشقان درک میکنند.

  • ۹
  • نظرات [ ۳ ]
    • ɧıƙaɾο ‌.
    • سه شنبه ۳ اسفند ۰۰

    ..نقاب..

    نقاب های روی چهره‌ها

    این نقاب‌های عجیب، احساسات آدم ها را میپوشانند. هرنقابی جای احساسات اصلی را میگیرد. نقاب شادی، جای غم؛ نقاب غم جای شادی که کمی بی‌رحمانه‌ است. و هزاران چهره و احساس و نقاب دیگر..

    همه ما روزی از این نقاب‌ها استفاده میکنیم و بازهم خواهیم کرد. زندگی بر پایه این نقاب زدن ها می‌چرخد. بعضی وقت‌ها این چهره‌های تقلبی کامل نیستند و از صورت می‌افتند و واقعیت نمایان میشود. و گاهی هم نقاب جذب چهره میشود.. انگار عادت کرده باشی که تا ابد ابدیت این نقاب بر چهره‌ات بماند.

    چهره های جایگزین یا نقاب‌ها.. گاهی مشخص‌ هستند و گاهی غیرقابل تشخیص.

    ...................................................

    بنظرتون چه نقابی بیشتر درد داره؟؟

  • ۸
  • نظرات [ ۳ ]
    • ɧıƙaɾο ‌.
    • پنجشنبه ۲۸ بهمن ۰۰

    سیب زمینی نور پزㅋㅋ

    حسسس میکنم فضای اینجا خیلی کلاسیک شده.. وقتشه اون روی تنذ خودم رو نشونتون بدمㅋ

    _________________________________________

  • ۹
  • نظرات [ ۱۱ ]
    • ɧıƙaɾο ‌.
    • يكشنبه ۲۴ بهمن ۰۰

    .She.

     

  • ۱۳
    • ɧıƙaɾο ‌.
    • پنجشنبه ۲۱ بهمن ۰۰

    ..قلم..

    موزیک توی سرم پخش میشه 

    صدای ریتم پیانو و ویولن خیلی دیوونه کنندس 

    انگار داری بستنی شکلاتی رو با یه عالمه نوتلا روش میخوری.. با اینکه هیچوقت نخوردم اما مزش رو همین الانم میتونم تصور کنم 

    دوست دارم تا آخر عمرم اتود رو دستم بگیرم و توی دفترم بنویسم.. از همه‌چی، از درختا، ابرای آسمون، از دنیایی که توش انسانیت داره کم‌رنگ میشه، از عشقی که به موسیقی دارم، از لاو استوری‌ای که اندی ویلیامز خونده.. دیروز چقد این آهنگ دیوونه کننده بود، میخوام از آخر هفته‌ها بنویسم، از دوستام و آدمایی که عاشقشونم، میخوام از دنیای خوشحال بنویسم.. ولی انگار خوشحالی هم هرازگاهی یه نقاب میشه.. و من با تمام وجودم میخوام تغییرش بدم.

    • ɧıƙaɾο ‌.
    • پنجشنبه ۲۱ بهمن ۰۰
    خوش اومدین به اتاق تقریبا کرمی من^^
    منوی وبلاگ